تبليغاتX
با هم همسفر شویم
با هم همسفر شویم

خطالراس کهار ناز 9 و 10 دی

 

 

چه خوبه که مجبور نباشی صبح زود واسه کوه بیدار شی چون قرارساعت  آزادی بود.من که مثه همیشه شب کم خوابیده بودم.ازتاخیر بچه هاخوشحال شدم.ساعت ۱۲ ظهر جمعه از کلوان راه افتادیم با کوله سنگین۳:۴۵ پناهگاه رسیدیم.لباسای خیس تعویض و نوشیدنی گرم و ....شب حسابی سرمون به برف آب کردن گرم بود.جمع صمیمی و شاد که تو زندگی شهری گم میشه رو اونجا خوب مشد لمس کرد.آواز و بحث ....موقع خواب که شد غصم گرفت آخه متاسفانه هیچ وقت تو کوه نه خوب میخوابم نه خوب میخورم..صبح ساعت ۶:۲۰ با گامهای آروم مسیرصعود رو در پیش گرفتیم. جمعه خیلی شلوغ بود و برفکوبی تا کهارنداشتیم. شنبه تیم دانشگاه تهران که بالاتر از پناهگاه چادرزده بودن نزدیک قله مشغول آموزش یخ و برف بودن!.۹:۳۵ تا ۱۰ قله کهار.ساعت۱:۲۰تا۱:۴۰ قله ناز.و برگشت.تیم پراکنده با فاصله از هم به سمت کهار برگشتیم.یه مقدار واسه برگشت انرژی باید ذخیره داشته باشی چون ازگردنه کهار ناز به بعد دوباره سربالاییه.من که سرما آزارم می دادمجبورشدم جلوتر سریع حرکت کنم تا گرم شم.ساعت ۵:۴۰ پناهگاه کهار تو کت پرجا خوش کردم با شکمی خالی که با ضعف التماس میکرد به دادش برسم.۴ نفر شب اونجا موندن و ۴ نفر از جمله خودم ساعت ۷شب پایین اومدیم.۸:۴۵تو ماشین داشتم به یه غذای گرم بعد از ۲روز فعالیت  بدون غذافکر میکردم.

توجه:

۱:گاز با کپسول اظافه فراموش نشه.

۲:ظرف آب و کفش شب داخل کیسه خواب باشه.

۳:لباس خیس به موقع تعویض شه.

۴:نوشیدنی گرم یادتون نره.

۵:کیسه خواب و لباس گرم و جوراب اظافه و جوراب پر ضروریه.

۶:تو روزای تعطیلی به امید پناهگاه نباشید و حتما چادر همراه داشته باشید.

نوشته شده توسط فانی در 86/10/10 | موضوع:
سلام دوستان

چند وقتی  گرفتار برنامه های روزمره ام  بودم اما با این وجود از کوه دور نشدم.تیر ماه برنامه خلخلال به اسالم بود جای همگی خالی.اونجا تکه ای از بهشت گمشده ایرانه.صعود بینالود.الوند.دماوندشمالی و غربی و...... خلاصه کلام این که وبلاگ نویسی وقت می خواد که  من فعلا ندارم.

به زودی گزارش صعود زیبای بینالود رو مینویسم.

نوشته شده توسط فانی در 86/08/10 | موضوع:
؟؟
 

جایی بودم که یه دوست  گفت بعضیا گزارش برنامه نویسی بلد نیستن.

چوپونی مینویسن.رفتم تو فکر.تصمیم گرفتم اینجا گزارش خوب بنویسم.اما وقت لازم رو نداشتم.اما

در چند روز آینده سعی میکنم  گزارش چند تا از برنامه های اجرا شده رو بنویسم.

 

نوشته شده توسط فانی در 86/05/04 | موضوع:
غار اسک 14 خرداد
 

وقتی چد روز  روز تعطیل باشه و تو هم با تاخیر سر قرار بری نتیجه اش اینه که مسیر تهرانپارس تا پلور رو ۵ ساعته طی می کنی.بالاخره ساعت ۱۱ رسیدیم به پادگان آموزش تکاوری(بعد از تونل پلور).مسیر دسترسی به غار جذابه.دست به سنگه.اما  چیزی که قابل توجه بود حضور هزاران هزار جیر جیرک و انواع سوسک و ملخ بود به حدی که اول میبایست زیر دستامونو پاکسازی می کردیم بعد دست به سنگ میشدیم.

ساعت ۱۲ ورودی غار بودیم.از داخل دهانه قله زیبای دماوند و ماشینهای در حال حرکت در جاده رینه کاملا پیداست.مسیر اصلی غار نرماله اما فرعی ها با دهلیز های تنگ و باریک که برای پیمایش با سختی طی میشد فوق العاده جالبه. نزدیکه دهانه سمت راست چاهی هست که فرود و صعود از اون جذابیت برنامه رو بیشتر میکنه.غار کوچکی هم در سمت راست همین غار هست که بازدید از  اون  رو هم به  برنامه اظافه کنید.

برنامه پیمایش ما ۵ ساعت طول کشید....

نکات:

۱.برای غارنوردی لباس یکسره(لباس یکسره کارگری ترجیحا ضد آب)مناسب است.

۲.دستکش ضروری است.

۳.بردن کوله به داخل مانع عبور  فرد از دهلیز های باریک  میشود.

نوشته شده توسط فانی در 86/03/22 | موضوع:
دماوند_جنوبي. 4 خرداد
 

 بچه ها میگفتن جمعه برنامه میای؟

گفتم:نه.دارم میرم کرکس

-هفته بعدش میای بریم درفک؟

نه میرم دماوند

-با کی؟

نمیدونم...

میدونستم که میرم دماوند اما هیچ همراهی نداشتم.یکشنبه خبردار شدم که چندتا از دوستان دارن میرن.ذوق زده اعلام آمادگی کردم اما  به سیما(سرپرست)قطعی نگفتم که میام.۴شنبه زنگ زدم اما سیما گفت:ما۵ نفریم و ظرفیت تکمیله.نوید ماشین میاره.اگه میتونی مشکل ماشین رو حل کنی بیا.حسابی حالم کرفته شد.اما پا شدم کوله ام رو بستم.خیلی فکر کردم. گوشی رو برداشتم و شماره گرفتم.

ــالو سلام.حال شما....

میتونی فردا صبح منو ببری دماوند؟البته اگه نمیتونی بهم بگو که با یه تیم دیگه برم لجور.

ــچند ساعت راهه؟

ــنمیدونم خیلی نیست.واسه صبحانه برمیگردی تهران.

و اینجوری ساعت۵:۳۰ ترمینال شرق به بچه ها پیوستم.جا نداشتن. کوله ها بزرگ بود و سنگین.تو ۲تا ماشین تقسیم شدیم و راه افتادیم.صبحانه رو در پلور نوش جان کردیم۰(بيچاره دوستم كه فكر ميكرد مارو ميرسونه و صبحانه رو كنار خونواده ميل ميكنه)رسیدیم به جاده خاکی رینه به مسجد. وای خدای من .ماشین ها نمی کشیدن.....

دوست بیچاره من که انقد خوب بود که اعتراضی نکرد.با زحمت به مسجد رسیدیم.دوستم برگشت تهران با ماشینی که دیگه...نوید هم ماشینو پارک کرد و آماده حرکت.

ساعت ۱۰ صبح به سمت بارگاه ۳.

ریتم حرکت آروم بود.مهدی چقد خدارو تو دلش شکر میکرد که صدای نفس نفس زدناش در زمزمه باد گم میشد. مطمئنا اون موقع خیلی خوشحال بود که باد به دادش رسید که ما نفهمیم به هن هن افتاده.انصافا صدای شر شر آب که از برفچالها سرازیر بود خیلی گوشنواز بود.۲ ظهر  رسیدیم پناهگاه.۲ نفر از قله برمی گشتن که اولین تیمی بودن که در ۲ هفته اخیر موفق به صعود شده بودن.استراحت و ناهار و هم هوایی بعلاوه هم صحبتی با بقیه دوستان.اما حدود ساعت ۸ رسیدن بچه های شقایق کرج(۱۸ نفر)همه رو غافلگیر کرد. ما که میخواستیم بخوابیم با سر و صدای اونا از خیر خواب گذشتیم.آواز دسته جمعی و زنگ موبایل اون یکی که تا ۱۲ شب همچنان.... کمبود جا و....

تازه دردسر یکی دوتا نبود. بالشت بادی نازنینمو مامانم صاخب شده بود و من روز قبل از منیریه بالشت بزرگتری خریدم که اندر وصف مزیت هاش فروشنده محترم سخنها گفته بود اما چشمتون روز بد نبینه که هر ۵ دقیقه یکبار سر میخورد میافتاد رو سر آقای محترم کرجی و من هی شرمنده صداش میکردم که.... ساعت ۲ یه تیم  و ساعت ۳ تیم بعدی رفتن به سمت قله. و ما بخاطر سروصدا قید خواب رو زدیم.

ساعت ۵ صبح به سمت قله

خیلی خیلی سرعت کم  بود. بین راه بچه های کرج رو در حال بازگشت دیدیم مثل لشگر شکست خورده.نیم ساعتی قله مهدی که خیلی خسته بود و ارتفاع اذیتش میکرد دیگه حاضر نبود ادامه بده اما سرپرست بهش انرژی میداد که ادامه بده و تو خوشحالی اولین صعودش به دماوند شریک بشه.بالاخره به قله رسیدیم گر چه خیلی دیر ۱ ظهر.عکس و تبریک به ۳ تا از بچه ها که بار اولشون بود و بالاخره  برگشت.۱ ساعتی رو از مسیر پاکوب نرمال برگشتیم.  نزدیکی های آبشار یخی  تصمیم گرفتیم از مسیر شن اسکی تابستون که الان حسابی پر برفه سر بخوریم. اما مشکل این بود که جز من و حمید کسی کلنگ همراش نبود.من کلنگ رو دادم به سعید و اونا رفتن تو برفچال  سعید رفت و من دیدم برف خوبه و میشه حتی با دست یا باتوم ترمز گرفت من هم شروع کردم به سر خوردن.پیست جالبی شد.تیمهای دیگه هم پشت ما سر خوردن.

 تا ساعت ۵ استراحت و ناهارو ...دیدن چند تا از دوستان که به قصد صعود ۱ روزه اومده بودن ذوق زدم کرد.که بخاطر کمبود وقت ازبالای آبشار یخی برگشته بودن.ساعت ۸ مسجد بودیم اما سختی کار تازه شروع شده بود.  ۶ نفر با کوله های سنگین  سوار شدیم اما دریغ.من و حمید پیاده راه افتادیم تا نزدیک جاده آسفالته پیاده اومدیم.فکر کنم حدود ۶ یا ۷ كيلو متر.

بالاخره ساعت ۱ نیمه شب خونه تو رختخواب بودم.

نكات:

آب كافي همراه داشته باشيدو واسه سوپ و ...بايد برف آب كنيد كه بهتره نمك و شكر بهش اظافه كنيد. قرص جوشان ويتامين ث فراموش نشه.

 

نوشته شده توسط فانی در 86/03/06 | موضوع:
کرکس

 اين كوه با ارتفاع۳۸۹۵ در محدوده شهرستان نطنز اصفهان دهستان كركس روستاي كشه در ۱۱ كيلومتري جنوب غربي نطنز واقع شده است.جهت كوه شمال غربي ـجنوب شرقي است.

صعود این قله ۳۸۹۵ متری طاقت فرسا نیست  به شرطی که در اخر اردیبهشت کولاک و بارش بی وقفه برف غافلگیرتون نکنه.برای صعود به روستای کشه از توابع نطنز رفتیم.تا مرغداری بزرگی که بالای روستا قرار داره با ماشین میتوان رفت.این برنامه رو  ۱ روزه  حتی در زمستان میتوان اجرا کرد .اما ما قصد شب مانی در پناهگاه بسیار وسیع آنجا را داشتیم که گفته میشد  به همت کوهنوردان مخابرات استان اصفهان بنا شده است و در ارتفاع ۳۱۰۰ واقع شده است.

همش در این فکر بودم چه عشقی لازمه که آدم ۳ سال با این همه سختی وقت صرف کنه تا یه پناهگاه ساخته شه.شب نتونستم بخوابم .با خودم کلنجار میرفتم چرا بعضی آدما میگن عشق وجود نداره. مگه این چیزی جز عشقه.؟عشق به رابطه پر احساس دو نوجوون خلاصه نمیشه که وقتی توش شکست میخوری  بخوای انکارش کنی......

برف شبانه همه مارو غافلگیر کرد. ۲۶ اردیبهشت در این منطقه که قبل از ورود ما که  حتی در قله هم اثری از برف نبود بارش برف خیلی عجیب بود.

صبح روز بعد منتظر هوای خوب شدیم اما دریغ. با توجه به داشتن امکانات و نبود مه تصمیم به صعود گرفتیم که  ۲۰cmبرف به زمین نشسته بود. با توجه به بوران صعود ۱ ساعته ما خیلی خوب بود. نیم ساعت هم طول کشید که به پناهگاه برگشتیم. دیدن زوج هلندی که شب رو در پناهگاه با ما گذروندند واسه من کمی عجیب بود که چرا اینجارو واسه کوهنوردی انتخاب کردن که....

نکته مهم:

۱ـظرفیت زیاد این پناهگاه که mp3حدود ۲۰۰ نفر است و۶ عدد سرویس بهداشتی با لوله کشی آب و آشپزخانه از موارد قابل توجه این پناهگاه بود.

۲ـدر همه فصول امکان تغیرات جوی هست و با تجهیزات به کوه بریم.

۳ـبهتره از مسجد جامع نطنز و جاهای دیدنی اون :پارک سرچشمه سرابان-قلعه وشاق-اب انبارخفر-گنبد بازقلعه خفر و ..... بازدید کنید.

۴ـاگر از تهران به آنجا میرویددر این فصل بازدید از ابشار نیاسر کاشان و ابیانه خالی از لطف نیست.

نوشته شده توسط فانی در 86/02/28 | موضوع:
شروع
میخوام از کوه بنویسم.از خودم.از آدما.از طبیعت.از....

من کوهنوردی میکنم اما کوهمرد نیستم فقط از مشاهداتم میخوام بگم.مرا یاری کنید.

نوشته شده توسط فانی در 86/01/30 | موضوع: